عنوان اين کتاب که با شماره انتشار بينالمللي (ISBN-978-1- 894897-17-4) ثبت شده است، Teeny Ted From Turnip Town (تد کوچک از شهرشلغم) است. نويسنده اين کتاب، مالکوم داگلاس چاپلين بوده و داستاني درباره موفقيت تد کوچک از شهر شلغم و پيروزي او در مسابقه ساليانه اين شهر است. اين کتاب در حال حاضر کوچکترين کتاب منتشر شده است.
اين کتاب چگونه ايجاد شده است؟
اين کتاب با کمک دکتر لي يانگ و دکتر کارن کاواناگ از دانشگاه سيمون فريزر و با استفاده از يک اشعه يوني متمرکز گاليوم توليد شده است. حداقل قطر تابش گاليومي 7 نانومتر بوده و به نحوي برنامهريزي شد تا فضاي اطراف هر حرف از کتاب را حک کند.
اين کتاب با حروف بزرگ با تفکيکپذيري 40 نانومتر حروفچيني شده و از 30 ميکروصفحه تشکيل شده است؛ هر يک از اين صفحات روي يک تکبلور سيليکوني حک شدهاند. کل اين مجموعه صفحات در محدودهاي به اندازه 97*69 ميکرومتر جاي گرفته و اندازه هر صفحه 15*11 ميکرومتر ميباشد.
کتاب رکوردهاي گينس حاوي دو رکورد براي کوچکترين کتاب است:
• انجيل جديد
(5 x 5 mm, MIT, 2001)، King James• کتاب چخوف با نام، پالکوويچ،
(0.9 x 0.9 mm, Palkovic, 2002). اين کتاب جديد بسيار کوچکتر از هردوي آنهاست. چاپ اوليه اين کتاب کوچکتر از 07/0*10/0 ميليمتر است. اين يک کار بسيار بديع از هنر معاصر بوده و 100 کپي از آن به صورت امضا شده از طرف رابرت چاپلين در مرکز نانوتصويربرداري دانشگاه سيمون فريزر موجود است.
منبع:www.nano.ir
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 16:47  توسط المیرا
|
شرکت آپ نانومتريالز(يک تهيهکننده محصولات مبتني بر فناورينانو است) اعلام کرد که آزمايشهاي اخير نشان دادهاند که استفاده از نانولاب(NanoLub) ـ اولين نرمکننده جامد مبتني بر فناورينانو در جهان ـ بهعنوان يک افزودني در يک روغن موتور، منجر به ادامة روغنکاري نرمال ماشينها و موتورها در شرايط روغنسوزي شديد، ميشود. مطابق اين آزمايشها، هنگام استفاده از فرمولاسيون نانولاب، در مقايسه با روغن موتور مرسوم، موتورها و ماشينها بعد از روغنسوزي شديد ميتوانند تا هفت برابر، مدت زمان بيشتري کار کنند.
نانولاب از ذرات دي سولفيد تنگستن(WS2) ـ که ساختار کروي دارند و معروف به فولرينهاي معدني هستند ـ ساخته ميشود. اين فولرينهاي معدني با غلتيدن شبيه توپهاي خيلي ريز، باعث روغنکاري ميشوند. هنگامي که نانولاب در روغن موتور مايع يا گريس بهعنوان يک افزودني استفاده شود، خواص روغنکاري گريس يا روغن موتور را نسبت به فرسودگي و اصطکاک تا ده برابر افزايش ميدهد، همچنين نانولاب قسمتهاي متحرک را با يک فيلم نازک نرمکننده معروف به تريبوفيلم؛ ميپوشاند و بهعنوان يک «منبع روغنکاري بيوقفه» در هنگام نشتيهاي شديد روغن موتور، براي مدت طولاني روغنکاري را بهصورت نرمال ادامه ميدهد.
اخيراً اندريان اُيلا از دانشگاه نيوکاسل انگلستان، آزمايشهاي مستقلي را با روغن موتور دنده سنگيني که با پودر نانولاب مخلوط شده بود، روي دندهها انجام دادهاست. در فولاد روغنکاريشده با روغن موتور نانولاب، با يک ميکروسکوپ نوري هيچ نوع فرسودگي مشاهده نشد، در صورتي که در روغن موتور مرجع، فرسودگي زياد است. وجود يک تريبوفيلم سودمند روي دندههاي روغنکاريشده با فرمولاسيون نانولاب، مشاهده شد. استفان سيلاگ از دانشگاه استکهلم و همکارانش، با روشهاي تجزيه و تحليل پيشرفته، حضور اين تريبوفيلم را نشان دادند که ضخامتي در حد فقط چند لايه اتمي داشت.
دکتر مناکم گِنوت، مدير اجرايي شرکت آپ نانومتريالز، گفت:" ادامه روغنکاري در شرايط روغنسوزي شديد، نه تنها از صدمه ديدن ماشينها و موتورها جلوگيري ميکند، بلکه در سيستمهاي خطير از قبيل سکوهاي هوابرد، کاربردهاي ايمني مهمي نيز دارد؛ مثلاً اجازه ميدهد که يک هليکوپتر در حال روغنسوزي با ايمني روي زمين بنشيند."
آهارون فوِرستين، رئيس شرکت آپ نانومتريالز، گفت: "نانولاب در آزمايشهاي مستقل زيادي در سرتاسر جهان، کاهش اصطکاک و فرسودگي را بهويژه در شرايط بحراني از قبيل بارگزاري بسيار زياد، بسيار بهتر از نرمکنندههاي مرسوم، نشان دادهاست."
دکتر نيلز فليشر، رئيس کسب و کار و توسعه محصول شرکت آپ نانومتريالز، گفت:" نانولاب در آزمايشهاي گوناگون انجامشده از سوي آزمايشگاههاي تستکننده مستقل، غير سمي شناخته شدهاست و صحت اين امر را نيز استانداردهاي بينالملليECD (سازماني براي توسعه و عمليات اقتصادي) تأييد نمودهاست. اين آزمايشهاي دقيق سميت، در همراهي کامل با مقررات کميسيون اروپا براي ذرات آزمايشگاهي خوب(GLP)، انجام شدهاند."
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 20:5  توسط المیرا
|
محققان ژاپنی برای مبارزه با تومورها، نانوذراتی را طراحی کردهاند که میتوانند پادژنهای توموری را به سلولهای سیستم ایمنی رسانده، موجب تحریک تولید پادتنها شوند.
واکسنها ترکیبات بسیار پیچیدهای از پروتئینها و سایر موادند که برای ایجاد حداکثر پاسخ ایمنی علیه آن پروتئینها، مورد استفاده قرار میگیرند. یکی از عوامل تعيينكنندة توانایی واکسن در القاي ایمنی، قابلیت شناسایی بین پادژن پروتئینی و سلولهای سیستم ایمنی معروف به سلولهای ارائهکننده پادژن(APCs) است.
اين محققان با استفاده از پلیمر زیستسازگار پلی گاما گلوتامیک اسید، موفق به ساخت نانوذرات خودآرایی شدهاند که در فرایند پلیمریزاسیون خود پروتئینها را نیز درون خود به دام میاندازند. این نانوذرات نسبتاً پایدارند و محتوای پروتئینی خود را در دورهاي تقریباً یک ماهه آزاد مینمایند. این ذرات قابلیت خشک شدن در حالت انجماد را دارند و ميتوان بهراحتی آنها را مجدداً آماده مصرف نمود؛ این یکی از ویژگیهای هر واکسن خوب به شمار میرود و امکان استفاده از آن را در مراکز دور دست فراهم مینماید.
برای آزمایش کارایی این واکسنها، این محققان اوالبومین را درون آنها قرار داده، سه گروه از موشها را ـ که دارای تومورهای ملانومای متاستاتیکِ مولد اوالبومین بودند ـ واکسینه نمودند. یک گروه نانوواکسن، گروه دوم اوالبومین و گروه سوم سالین نرمال دریافت نمودند. ایمنسازی با انجام سه تزریق در طول یک هفته انجام گرفت.
هجده روز بعد از آخرین تزریق، ریه موشها بررسی شد و جالب اینکه هیچ مورد جراحت متاستاتیک در ریه موشهای نانوواکسینهشده، مشاهده نگردید. اين در حالي است كه موشهای دو گروه دیگر ـ که اوالبومین یا سالین دریافت کرده بودند ـ دارای تعداد زیادی برآمدگیهای متاستاتیک در ریه خود بودند.
آزمایشهای بعدی نشان داد که این نانوذرات بهطور کامل و کارامد بهوسيلة APCها برداشت میشوند، همچنين توانایی خروج از آندوزومها و آزاد نمودن پادژنها در سیتوپلاسم APCها را دارند، که این امر پاسخ ایمنی را تشديد خواهد كرد.
نتایج این تحقیق که از سوي شینساکو ناکاگاوا و نائوکی اوکادا در دانشگاه اوزاکای ژاپن انجام گرفتهاست، در مجلة Biochemical and Biophysical Research Communications تحت عنوان ساخت واکسن بر اساس نانوذرات γ-PGA دوگانه دوست: با توانایی رساندن پروتئینها به فضای سیتوزولی منتشر گردیدهاست.
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 22:25  توسط المیرا
|
| محققان چيني پديده جديدي در افزارههاي ساختهشده از نانولولهکربني را کشف کردهاند که از آن به اثر ترافونوني(transphononic) ياد ميکنند. اين پديده مشابه اثر تراصوتي در آئروديناميک است. به گفتة ژيپينگ زو از دانشگاه سينهوا در پکن، اين اثر ميتواند براي طراحي افزاره پراهميت باشد و ممکن است تحقيقات را به درون ديناميک نانومقياس و مسائل انتقال انرژي بکشاند. |
|
| شکل 1. پرواز در قلمروي تراصوتي. |
|
| شکل 2. لغزش يک نانولوله کربني در سرتاسر ديگري، با «حرکت نيروبر شعاعي زياد» که به علت اثر ترافونوني برانگيخته شده است. |
هواپيماهاي نظامي ميتوانند بهسادگي تا سرعتهاي بالاتر از سرعت صوت شتاب بگيرند(شکل 1). از نظر تاريخي اين قابليت به «شکستن ديوار صوتي» معروف است، هنگامي که هواپيما از سرعتهاي فروصوت به فراصوت ميرود يک کاهش شديد در نيروي بالابري احساس ميکند. به گفته گروهي به رهبري کوانشيو ژنگ از دانشگاه سينهوا، يك اثر مشابه با مورد بالا براي حالتي اتفاق ميافتد که يک نانولولهکربني پرسرعت از داخل يک نانولوله ديگر که قطرش بزرگتراست عبور ميکند. اين چيدمان را اين محققان«تونل – قطار نانومقياس» نامگذاري كردهاند. آنها با استفاده از شبيهسازيهاي ديناميک مولکولي به اين يافته رسيدهاند که سرعت نانولولهکربني داخلي هنگامي که به سرعت بحراني 1000m/s ميرسد، شديداً کاهش مييابد(شکل 2). طبق نظر اين گروه، اين اثر هنگامي اتفاق ميافتد که اتمهاي نانولولههاي داخلي و خارجي بهطور قابل ملاحظهاي از جايگاههاي تعادلي خود منحرف شوند که در اين صورت منجر به يک کشش(drag) بزرگ روي نانولوله متحرک داخلي خواهد شد. اين اثر ميتواند کاربردهاي مهمي در گسترش نانوافزارههاي فوق سريع، مانند نوسانگرهاي نانولولهاي گيگاهرتزبا سرعتهاي 1400m/s داشته باشد. اين اثر ترافونوني در يک تونل– قطار نانومقياسِ فوق سريع که از نانولولههاي کربني چندديواره(MWCNTs) ساخته شدهاست، عامل اصلي اتلاف انرژي در افزاره به شمار ميرود. با تغيير دادن سرعت کاري افزاره و يا هندسه آن ميتوان اين اثر را کاهش داد. زو گفت: «با در نظر گرفتن اثر ترافونوني و ساير ساز وكارهاي اتلاف انرژي در نوسانگرهاي ساختهشده از نانولولههاي کربني چندديواره(مثل اثر انتهاي– لولة برهنه)، ما موفق به طراحي سيستمهاي نانوالکترومکانيکي با اتلاف پايين و قابليت کنترل زياد شدهايم. اين کار کامل شدهاست و بهزودي ارائه خواهد شد». اين گروه هماکنون در حال تحقيق در مورد جزئيات دقيق مسير جريان انرژي در سيستم قطار – تونل نانومقياس است و نتايج اين تحقيق در arXiv منتشر شدهاست. |
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:51  توسط المیرا
|
نانوپولکها مواد جديدي هستند که ممکن است فرايند تبديل انرژي خورشيدي به الکتريسيته را متحول کنند. چنانچه اين اتفاق بيفتد حتي خانههاي معمولي نيز ميتوانند از انرژي الکتريسيتة خورشيدي بهرهمند شوند و بهتدريج در هزينهها صرفهجويي ميگردد.
اگر سلولهاي خورشيدي پژوهشگري (به نام مارتين آگسن) ـ همانطور که پيشبيني شدهاست ـ پديدار شود، هم اقتصاد و هم محيط زيست از اين تحقيق سود خواهند برد. بهدليل دشواري تبديل انرژي خورشيدي به الکتريسيته، هماکنون کمتر از يک درصد از الکتريسيته در جهان از انرژي خورشيدي به دست ميآيد، اما کشف مارتين آگسن ـ كه هنگام فعاليت وي بر روي رسالة دكترياش صورت پذيرفت و توجه جهانيان را به خود جلب كرد ـ ميتواند گام بزرگي در بهرهبرداري از انرژي خورشيدي باشد.
مارتين آگسن ـ داراي مدرک دکتري تخصصي از مرکز نانوساينس و موسسة نيلز بوهر در دانشگاه کپنهاگ ميباشد ـ ميگويد: "ما بر اين باوريم که نانوپولکها توانايي تبديل حداکثر 30 درصد از انرژي خورشيدي به الکتريسيته را دارند و اين دو برابر مقداري است که ما اکنون قادر به تبديل آن هستيم. "
مارتين ميگويد: "من يک ساختار بلوري کامل را کشف کردم که پديدة بسيار نادري است. در هنگام کامل شدن ساختار بلوري ما توانستيم ببينيم که اين بلور همه نور را جذب ميکند. اين ساختار ميتواند يک سلول خورشيدي کامل باشد. "
مارتين آگسن، رئيس شرکت سانفلک(SunFlake) توسعه دهندة سلولهاي خورشيدي جديد، ميگويد: " اين قابليت بالقوه قابل اشتباه نيست. ما ميتوانيم با استفاده از فناورينانو و در نتيجه كاهش هزينههاي استفاده از نيمههاديهاي گرانقيمت سيليسيومي، در توليد سلول خورشيدي با هزينة كمتر اقدام كنيم، همچنين سلولهاي خورشيدي در آينده ميتوانند از انرژي خورشيدي بهره بيشتري بگيرند، زيرا فاصله انتقال انرژي در سلول خورشيدي کوتاهتر شده، انرژي کمتري تلف خواهد د. "
اين محقق نتايج خود را در مجلة Nature Nanotechnology منتشر کردهاست.
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 13:39  توسط المیرا
|
بر اساس يك مطالعه جديد، با افزودن حتي مقادير كمي از نانولولههاي كربني ميتوان گامهاي بلندي را در افزايش قدرت، كمال و ايمني مواد پلاستيكي ـ كه كاربرد گستردهاي در كاربردهاي مهندسي دارند ـ برداشت.
پژوهشگران پژوهشگاه پليتكنيك Rensselaer، روشي ساده و جديد براي تشخيص و ترميم تركهاي خطرناك و كوچك در بالهاي هواپيما و بسياري از ساختارهاي ديگر كه از تركيبات پليمري ساخته شدهاند، ابداع کردهاند.
اين پژوهشگران با وارد کردن تدريجي نانولولههاي كربني رساناي الكتريسيته به يك پليمر و بررسي و ثبت مداوم مقاومت الكتريكي ساختار، توانستند مكان و طول ترك ناشي از فشار در يك ساختار مركب را دقيقاً شناسايي کنند. مهندسان با تعيين محل ترك، يك جريان الكتريكي کوچک را براي گرم كردن نانولوله كربني به اين ناحيه ميفرستند و در اثر ذوب شدن عامل بهبوددهنده ـ كه در پليمر جاسازي شده ـ ترك را با 70 درصد بازگشت استحكام اوليه ترميم ميکنند.
به گفته Nikhil A. Koratkar، استاد بخش مهندسي هستهاي، هوافضا و مكانيك پژوهشگاه Rensselaer، تشخيص و ترميم آسيب ناشي از فرسودگي، كارايي و ايمني اجزاي ساختاري را در سيستمهاي مهندسي متنوع، تا حد قابل توجهي افزايش ميدهد. جزئيات اين پروژه در مجله Applied Physics letters به چاپ رسيدهاست.
معمولاً اكثر نقايص موجود در هر ساختار مهندسي به تركهاي ريز ناشي از فرسودگي مربوط ميشوند كه به بخشهاي خطرناك رسيده، سرانجام كل ساختار را به خطر مياندازند.
گروه Koratkar با استفاده از اپوكسيد معمولي ساختاري را ساختند که يك درصد از کل وزن آن را نانولوله كربني چندجداره تشكيل ميداد. آنها اپوكسيد مايع را بهطور مكانيكي مخلوط كردند تا مطمئن شوند نانولولههاي كربني ضمن اينكه در قالب خشك ميشوند بهطور مناسبي در تمامي ساختار پخش شدهاند، همچنين سيمهايي را بهصورت شبکه براي اندازهگيري مقاومت الكتريكي و كنترل ولتاژ اعمالشده به ساختار به درون آن وارد كردند. بدين ترتيب ميتوان با ارسال مقدار کمي الكتريسيته به درون نانولولههاي كربني، مقاومت الكتريكي را بين دو نقطه دلخواه روي هر سيم اندازهگيري كرد، سپس ترك كوچكي در ساختار ايجاد كردند و مقاومت الكتريكي را بين نزديكترين نقاط اندازهگيري كردند. از آنجايي كه جريان الكتريكي براي رسيدن از نقطهاي به نقطة ديگر بايد از اطراف ترك عبور كند، مقاومت الكتريكي افزايش مييابد. هرچه طول ترك بيشتر باشد مقاومت الكتريكي بين دو نقطه نيز بيشتر ميشود.
Koratkar، مطمئن است كه اين روش براي ساختارهاي بزرگتر نيز مؤثر خواهد بود. از آنجايي كه نانولولهها در سراسر ساختار بهطور همزمان و يکنواخت وجود دارند، اين روش ميتواند با اندازهگيري مقاومت الکتريکي و بدون نياز به افزودن حسگرهاي خارجي يا ابزارهاي الكترونيكي گمراهكننده براي بررسي هر قسمت مورد استفاده قرار گيرد. اين حسگرها در واقع جزء لازم ساختارند و اجازه بازنگري هر بخش از ساختار را ميدهند.
Koratkar ميگويد:" روش جديد تشخيص ترك در نهايت ميتواند بسيار مقرونبهصرفه و رايجتر از حسگرهاي ماوراي صوتي است كه امروزه استفاده ميشوند، همچنين از اين سيستم ميتوان در حين کار تجهيزات، براي بررسي آنها استفاده كرد؛ در حالي كه حسگرهاي صوتي واحدهايي خارجي هستند كه به زمان زيادي براي تصويربرداري تمام نواحي سطحي يك ساختار ساكن نياز دارند.
با تشخيص ترك، ميتوان ولتاژ عبوري از سرتاسر نانولولههاي كربني را در نقطه خاصي در شبکه افزايش داد. اين ولتاژ اضافي با توليد گرما، عامل ترميمكننده را ذوب كرده، آن را با اپوكسي مخلوط ميكند. اين محققان نشان دادند كه ساختارهاي تعميرشده، حدود 70 درصد استحكام ساختار اوليه(ساختار بدون ترك) را دوباره به دست ميآورند و براي جلوگيري از بروز يك نقص ساختاري فاجعهآميز يا كامل به اندازة كافي مستحكم ميشوند.
اين روش، يكي از روشهاي مؤثر براي غلبه بر تركهاي ريز و شكل غير معمولي از آسيب ساختاري، به نام لايهلايه شدن است. مطلب مهم درباره اين كاربرد جديد اين است كه ما از نانولولههاي كربني نه تنها براي تشخيص ترك، بلكه براي ترميم آن نيز استفاده ميكنيم.
اين سيستم امكان بازنگري همزمان تمام ساختار را براي متصدي فراهم ميكند و وجود ترك يا لايهلايه شدن را با تغيير در مقاومت الكتريكي در نقاط خاصي از ساختار آشكار ميکند. اين سيستم به افزايش عمر، ايمني و كمهزينهتر شدن ساختارهاي پليمري ـ كه معمولاً به جاي فلزات در جاهايي كه وزن يك عامل مهم است، استفاده ميشوند ـ كمك خواهد كرد.
هنوز نقش نانولولههاي كربني در توقف سرعت رشد تركهاي ريز در ساختارهاي پليمري مشخص نيست. همينك اين گروه تحقيقاتي، بر روي اصلاح و بهبود اين سيستم، توسعه مقياس آن به ساختارهاي بزرگتر و توسعه فناوري اطلاعات جديد براي بهتر شدن جمعآوري، تجزيه و تحليل دادههاي مقاومت الكتريكي ايجادشده از شبکه و نانولولههاي كربني جاسازيشده، كار ميكنند.
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 13:29  توسط المیرا
|
|
لزوم ارزيابي فناوري و كنترلهاي پيشگيرانه يورگن آلتمان، مارك آ گابرود به ترتيب اعضاي گروه فيزيك دانشگاه دورتموند آلمان و ماريلند آمريكا |
| وعدهها |
مبالغه در مورد منافع و مزاياي فناوريهاي جديد و تبليغ بيش از حد دربارة آن در دنياي فناوريهاي سطح بالا امري رايج است. محققان، رؤساي امور مالي و مديران به خوبي بر اين نكته واقفند كه سرمايهگذارها، سياستمداران و حتي جامعه خواهان تبليغات پرجاذبه در مورد يك فناوري است و از آن دسته از ابداعات فني كه وعدههاي فريبندهاي چون درمان سرطان، فراهمآوردن انرژي نامحدود، جلوگيري از تروريسم و يا تبديل افراد كودن به اشخاص زيرك را مطرح نكند استقبال چنداني به عمل نميآورد. درمقابل صحبت از خطرات احتمالي فناوريهاي نوين در آينده به سرعت محكوم شده و چنين اشخاصي را به اغراقگويي، پيشگويي، داستانسرايي، ناديدهانگاشتن واقعيات و قبول فرضيات مشكوك متهم مينمايند. در زمينه نانوتكنولوژي هشدارهاي لازم نسبت به اين قبيل وعدهها كه هنوز براي محققشدن آنها بسيار زود است، داده شده است. علت چنين وعدههاي زودهنگامي ترس از بدبينشدن جامعه نسبت به فناوري جديد و عدم توجه كافي به آن ميباشد. به همين دليل ملاحظه ميشود كه شديدترين انتقادها در اين عرصه متوجه كساني است كه علاوه بر پيشبيني نتايج پربار براي اين فناوري خطرات بعدي آن را نيز گوشزد ميكنند. بسياري بر اين باورند كه اين قبيل هشدارها باعث ترس زياد جامعه از چيزي ميشود كه شناختهشده نيست و درنتيجه حمايتهاي مالي از نانوتكنولوژي كاهش مييابد. به نظر ما بايد بدور از تمامي اين مناقشات و با بهدستآوردن دانش و اطلاعات دقيق و همهجانبه در اين باره، به ارزيابي صحيح مزايا و مضرات اين فناوري پرداخت. درنتيجه ميتوان راهكاري مناسب براي پاسخ به اشكالات موجود يافت. هدف ما از نوشتار حاضر بيان برخي ابهامات و توضيح خطراتي است كه احتمالاً در كاربردهاي نظامي نانوتكنولوژي وجود دارد. خطرات درمقابل وعدههاي بزرگ نانوتكنولوژي (NT)، خطرات جدياي نيز از جانب آن وجود دارد. حتي اگر تنها پيشرفتهاي تدريجي حاصل از تحقيقات آزمايشگاهي اخير را درنظر بگيريم و يا اين پيشرفتها را با تمايلاتي كه در گذشته بوده مقايسه كنيم همچنان اين خطرات وجود دارند و به روشني قابل مشاهدهاند ازجمله در نانوسامانهها، خودتكثيرشوندهها، هوش مصنوعي با قابليت انساني، صنايع روبوتيك از نانومقياس تا ماكرومقياس، محصولات ابرخودكار و نانوابزارهايي كه در بدن انسان به كار ميروند. اين احتمال وجود دارد كه (در صورت كاربرد به عنوان سيستم دارورساني) بتوانند بيماري مورد نظر را درمان و ريشهكن كرده و يا ممكن است (به دليل ابعاد بسيار ريزي كه دارند) وارد جريان خون شده نهايتاً به مغز رسيده و با سلولهاي مغزي تركيب شوند (كه بسيار مضر و خطرناك است). اگرچه اختلافها و بحثهايي در زمينه درك اين مفاهيم وجود دارد اما تا وقتي كه ناممكنبودن اين آرزوها از لحاظ فيزيكي و فني به اثبات نرسيده باشد منطقي نيست كه آنها را كاملاً رد كرده و درنظر نگيريم. براي پيشگيري از آسيبهاي جبرانناپذير، لازم است تا در زمينه توسعه فناوريهاي خطرناك، پيشبينيهاي نظارتي لازم صورت گيرد. خطرات نانوتكنولوژي گسترة وسيعي را دربردارد، ازجمله آلودگي محيط زيست و افزايش عدم تعادل و جابهجايي نيروي كار؛ لذا لازم است با انجام مطالعات مشترك در شاخههاي مختلف علوم به بررسي انواع خطرات احتمالي نانوتكنولوژي پرداخت. در اين نوشتار سعي ما بر پرداختن به خطرات مربوط به كاربردهاي نظامي NT است اگرچه كه پيشرفتهاي بهدستآمده در اين عرصه آنچنان زياد و سريع است كه انجام يك مطالعه دقيق و همهجانبه و تصميمگيري آگاهانه در اين باره را دشوار ميسازد. كاربردهاي نظامي نانوتكنولوژي هماكنون آغاز شده (به جدول 1 مراجعه كنيد) و به سرعت در حال گسترش است به حدي كه علاوه بر تأثير شديد نانوتكنولوژي بر صنايع نظامي، خود اين فناوري هم تحت تأثير قرار گرفته است. انجام اقدامات اوليه مشابه در زمينه نانوتكنولوژي توسط NNI آمريكا در بسياري از كشورها، ميتواند زمينهاي براي مشاركت ايالات متحده در روند تحقيق و توسعه صنايع نظامي در آن كشورها باشد. |
|
جدول 1: آخرين موارد تحقيق و توسعه كاربردهاي نظامي نانوتكنولوژي در آمريكا (فعاليتهاي نظامي ساير كشورها به مراتب كمتر ميباشد). |
|
برخي از برنامههاي نانوتكنولوژي آمريكا كه بين 1999 تا 2001 با حمايت مالي DARPA انجام گرفت. |
عناوين پيشگامي تحقيقات دانشگاهي دفاعي در نانوتکنولوژي (DURINT ) در سال مالي 2001 كه با حمايت NNI انجام گرفته |
|
حاسبات بيولوژيكي و بيقاعده ، مواد مغناطيسي نانوفازي، رابط سيستمهاي فيزيكي، بيولوژيكي و اطلاعاتي، دستگاهها و مواد ساختاري، ميكروابزارها، فراتر از سيليكون (Beyond Silicon)، مواد زيستمولكولي يا نانومقياس، چاپ مولكولي در سطح وسيع، الكترونيك مولكولي، نانوتكنولوژي و آرايههاي بلوري، تحقيقات نانوالكتريكي |
ماشينها و موتورهاي نانومقياس، نانوساختارهاي كاتاليزوري، كنترل بيومولكولي تشكيل ساختارهاي نانومغناطيسي و نانوالكترونيكي، نانوكامپوزيتهاي پليمري براي سيستمهاي فضائي با سرعت بالا، نانوسيستمهاي پرانرژي، نانوالكترونيك و نانوفوتونيك، تشخيص خواص عناصر نانومقياس، سيستمها و ابزارهاي وسايل كوانتومي و محاسبات كوانتومي، ساخت و خالصسازي و كاربرديكردن نانولولههاي كربني، شناسايي و تبديل سيگنالهاي مولكولي در سيستمهاي بيومولكولي، دستگاههاي الكترونيكي نانومقياس و معماري آنها، تشكيل و اصلاح سطوح نانوساختاري، نيمهرساناهاي نانومتخلخل، زيرساختها و قالبها، نانوذرات مغناطيسي براي كاربرد در بيوتكنولوژي، تغيير شكل و فرسودگي و تركبرداشتن نانوساختارها و مواد واقع در فصل مشتركها | |
توانايي بالقوه نانو در صنايع نظامي سلاحهاي كشتار جمعي: شايد در مورد روباتهاي خودتكثيرشونده، كه به شدت موجب اتلاف مواد آلي ميشوند، اغراق شده باشد اما آنها به مرحلة پيشرفتهاي از توسعة NT نياز دارند. در آينده نزديك و طي دهههاي آينده NT امكاناتي را فراهم ميآورد كه به وسيلة آن ميتوان ذخيرههاي پراكندگي و انتقال مواد بيولوژيكي و شيميايي به درون سلولهاي بدن انسانها، حيوانات و گياهان راحتتر و با بازدهي بيشتري انجام داد، كه با اين روش مشكلات عملي جنگهاي بيولوژيكي برطرف ميشود. قابليتهاي پيشرفتهتر اين روش استفاده از علامتگذاريهاي ژنتيكي است كه به كمك آن ميتوان اشخاص و يا گروههاي مشخصي را هدف قرار داد. با استفاده از روش خودتكثيري نانوتكنولوژي ميتوان سلاحهاي معمولي را درچنان مقياس وسيعي توليد نموده و بهكار برد كه شايد اطلاق واژه سلاح كشتار جمعي بر آنها بيمعني نباشد. ساير سلاحها: NT ميتواند مواد محكمتر و سبكتر، اجزاء رايانهاي كوچكتر و فناوريهاي جديد توليد حسگرها را ايجاد نموده و همراه با فناوري ميكروسيستمها و حتي برتر از آن روشهاي جديدي را در كوچكسازي پديد آورد. به اين ترتيب پيشبيني توليد موشكهاي سريعتر، زرههاي محكمتر و سبكتر و سيستمهاي دقيق هدايتي حتي در ابزارهاي جنگي كوچك، دور از ذهن نخواهد بود و توليد روباتهاي نظامي با قيمت پايين در ابعاد ميلي و ميكرو با استفاده از تركيبات پيوندي بيولوژيكي- تكنيكي تحولات بسيار مهمتري را در پي خواهد داشت. چنين روباتهايي قادرند (بدون هرگونه دستور يا برنامه از پيشتعيينشدهاي) خود تصميم گرفته و عمليات لازم را انجام دهند. لذا باتوجه به توانمندي بالايي كه دارند ميتوان از آنها در كليه مقاصد نظامي از جاسوسي تا حمله استفاده نمود. در فضا هم ميتوان از ماهوارههاي بسيار كوچك به عنوان سلاحهاي ضدماهواره استفاده كرد. كاربردهاي عمومي نظامي: از NT ميتوان براي ذخيره و توليد انرژي، نيروي محركة موتورها، صفحههاي نمايش، حسگرها و شبكة آنها، سيستمهاي اطلاعات جنگي، لجستيك، نگهداري و خودتعميري، مواد هوشمند و غيره استفاده نمود. از ديگر موارد مهم و جالب توجه، برخي سيستمهاي ديدهباني و پيشبيني است كه در بدن سربازان قرار داده ميشود. هدف از اين كار ابتدا بررسي واكنشها و تحليلهاي پزشكي است كه بعداً ميتواند در تبادل اطلاعات هم مورد استفاده قرار گيرد. منتخبي از اظهار نظرها بايد در رفع نگرانيهاي فرهنگي اجتماعي كه نسبت به ابزارهاي مغز هوشمند وجود دارد، تلاش نمود. موقعيتهاي اينترنتي براي كمك به تصميمگيرندگان، طراحي شدهاند نه براي كنترل آنها. به منظور بهرهگيري كامل از فناوري رو به رشد بايد تمامي ملزومات پيچيده و دست و پاگير سختافزاري و نرمافزاري را تغيير داده و آنها را به حدي رساند كه استفاده از آنها به سادگي و آساني كاشت يك تراشه باشد. از نانوتكنولوژي ميتوان در كوچكسازي حسگرها و ديگر تجهيزات استفاده نمود. به زودي سيستمها، حاوي نانوپيلهاي خورشيدي خواهند شد كه بازدهي آنها در توليد الكتريسته بيشتر از سيستمهاي موجود است. نانوروباتهايي با كاربردهاي مختلف توليد خواهد شد مانند روباتهايي كه به كمك دانش پزشكي توليدشده ميتوان آنها را مستقيماً در درون بدن انسان، براي مقابله با بيماريها به كار برد و به اين وسيله DNAهاي معيوب را از بين برده و يا جايگزين نمود و يا حتي اشخاص زخمي را درمان كرد. اين سيستمها دركنار فرآيندهاي توسعهيافته، كاربردهاي وسيعي خواهند داشت كه مينيصفحههاي جاسوسي از آن جمله ميباشند. جداي از موانعي كه در فناوري روباتهاي جنگجو وجود دارد، بحثهايي هم از جنبههاي استراتژيكي، اخلاقي و عملياتي مطرح است خصوصاً آنكه قرار باشد اين روباتها از بلندكننده اشياء به قاتلاني (حرفهاي) تبديل شوند. ايدة ايجاد يك سيستم كشتار بدون كنترل مستقيم انساني همچنان محل بحث است. آيا ايالات متحده بايد رشد سرسامآور فناوري روباتهاي نظارتي را كنترل كند؟ آيا با توجه به آنكه عموماً تكامل فناوري روباتيك نظير فناوري اطلاعات، توسط بخش خصوصي انجام ميشود، توسعة آن منطقي است. آيا محصول نهايي اين پيشرفتها ايجاد يك نيروي نظامي كاملاً روباتيك خواهد بود. كنترل بازدارندة تسليحات؛ راهي براي محدودكردن خطرات نظامي فناوري جديد شاخصها: 1. تهديد توافقنامههاي تسليحاتي و قوانين بينالمللي جنگ 2. تهديد ثبات و پايداري (قاعده ضربه اول، مسابقات تسليحاتي، توليد سرسامآور) 3. تهديد جامعه، محيط زيست و بشريت مراحل بازدارندگي تسليحاتي : 1. تحليلهاي علمي ممكن از فناوري 2. ارائه تحليلهاي احتمالي از واقعيتها و مفاهيم عملي نظامي 3. ارزيابي هردو مورد فوق با معيارهاي ارائهشده 4. محدوديت تصميمگيري نظامبخشي فناوري سطح ملي: تعيين استانداردها و قانونهايي براي تحقيقات (مثلاً تحقيقات پزشكي)، امنيت شغلي و محيط زيست از طريق بازرسيهاي قوي و مستمرسطح بينالمللي -عام: توجه به توافقنامه سازمان ملل دربارة قانون درياها (سال 1982، بهرهوري، مشاركتهاي تكنولوژيكي و آلودگي) و چارچوب كنوانسيون تغيير آب و هوا (1992 براي كاهش اثرات گاز گلخانهاي) سطح بينالمللي- كنترل تسليحات: توافقنامه منع گسترش موشكهاي بالستيك (1972، اعم از هدفگيري، آزمايش و توسعه سيستمهاي ضدموشكي فضائي) (كه هماكنون توسط ايالات متحده پايان يافته است)، كنوانسيون منع گسترش سلاحهاي بيولوژيكي ميكروبي (1972 اعم از نگهداري، توليد و توسعة عوامل بيولوژيكي براي مقاصد غيرصلحآميز)، پروتكل منع استفاده از سلاحهاي ليزري كه موجب نابينايي دائمي ميشود (1995). خطرات كاربرد نظامي نانو در نگاه اول باتوجه به شاخصهاي كنترل بازدارندة نيروهاي مسلح ميتوان خطر را در سه دسته زير خلاصه نمود: تهديد معاهدات تسليحاتي: به عنوان مثال امكان نقض پيمان عدم گسترش سلاحهاي بيولوژيكي از طريق توليد عوامل ژنتيكي جديد براساس نانوتكنولوژي، خارج از چارچوب موافقتنامههاي موجود و موارد ذكرشده در آن. تهديد قانون بينالمللي جنگ: (مثلاً ازطريق معرفي سيستمهاي جنگي خودكاري كه نميتوان نسبت به شناخت هدفهاي نظامي از غيرنظامي از سوي آنها مطمئن بود. تهديد ثبات و پايداري: با مسابقات تسليحاتي حاصل از ابداعات تكنولوژيكي، فشار در جهت انجام حملههاي بازدارنده و واكنش سريع و توليد سرسامآور ميكروسيستمهاي ارزان تهديد بشريت، محيط زيست و جامعه: با ميكروروباتهايي كه ميتواند جهت استراق سمع، انجام جنايت و تروريسم بكار رود و يا از طريق خودتكثيري كنترلنشده و يا كاشت سيستمهايي در بدن انسان كه ميتواند ماهيت او را دگرگون كند در گروه سوم كه مربوط به آرامش جامعه است، ادامة تحقيقات نظامي و بهكارگيري سيستمها ميتواند قبل از آنكه جامعه به بحث دربارة درست يا نادرستبودن كاربرد چنين مواردي بپردازد، به مرحلة عمل برسد. پيشنهادها هدف اين مقاله افزايش آگاهيهاي بينالمللي از خطراتي است كه ميتواند از سوي فعاليتهاي نظامي مبتني بر نانوتكنولوژي وجود داشته باشد. البته اين بحث نياز به بررسي و تحقيقات ميانرشتهاي بيشتري دارد. علاوه بر آنكه روشهاي بازدارنده تسليحاتي هم بايد مدنظر قرار گيرند از آنجا كه مسائل نظامي و غيرنظامي (لشگري و كشوري) كاملاً به هم مربوط ميباشند قوانين و محدوديتها بايد هردو جنبه را درنظر داشته باشند. البته كاربردهاي مفيد NT را هم نبايد از نظر دور داشت. در حال حاضر راهكارهاي كلي زير را پيشنهاد ميكنيم: • توجه به موافقتنامههاي موجود و سعي در رعايت مفاد آن. • ممنموعيت گسترده سلاحهاي فضايي. • ممنوعيت توليد روباتهاي كشندة هوشمند. • وضع محدوديتهاي مشخص براي سيستمهاي كوچك خودكار. • در وهلة اول پيشنهاد ميكنيم موارد زير رعايت شود: • نظارت بر جلوگيري از توليد و كاربرد سيستمهاي خودتكثير غيرقابل كنترل به طور بينالمللي در هر دو بخش نظامي و غيرنظامي • شركتهاي نوپاي نانوتكنولوژي از مليتهاي مختلف بايد براي اعتمادسازي و داشتن هدف مشترك با هم كار كنند و ملاحظاتي از قبيل كنترل تسلحاتي، پروتكلهاي امنيتي و تصميمات اجتماعي را درنظر بگيرند. با درنظرگرفتن خطراتي كه در بلندمدت از ناحيه فناوريهاي قدرتمندي چون مهندسي ژنتيك، شبكههاي رايانهاي فراگير، ميكروسيستمها و نانوتكنولوژي وجود دارد، لازم است تا تغييراتي بنيادي در سيستمهاي بينالمللي موجود صورت گيرد. خصوصاً در زمينه توانمندسازي مؤسسات حقوقي و سياسي براي تدوين قوانين جرائم بينالمللي با توجه مجدد به مسائل نظامي، اعم از درگيريهاي نظامي به منظور سازماندهي و مشاركت در برقراري امنيت جهاني. |
منبع:www.nano.ir
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 21:45  توسط المیرا
|
وزارت علوم و تحقيقات و فناوري آفريقاي جنوبي(از کشورهاي در حال توسعه) همزمان با پيشرفتهاي سريع فناورينانو در جهان، و بهمنظور هماهنگي فعاليتهاي اين رشته و کمک به رفع مشکلات اجتماعي و چالشهاي اقتصادي، اقدام به راهاندازي مرکز ملي نوآوريهاي فناورينانو نمودهاست و قرار است تا به برنامههاي تحقيق و توسعه اين کشور سرعت ببخشد.
در کنار توجه ويژه به توسعه منابع انساني و تربيت دانشمندان جوان، طراحي و مدلسازي مواد نانوساختاري جديد، آب، بهداشت، معدنکاري و مواد معدني، حسگرها، برچسبهاي زيستي، مواردي است که در مرکز راهبردي ملي فناورينانو بهعنوان حوزه تمرکز کليدي تحقيق تعريف شدهاند و در نهايت قرار است محصولاتي تجاري با قابليت عرضه جهاني توليد نمايد.
اين مرکز در سه سال اول فعاليت خود قرار است به موضوعات زير بپردازد:
توليد مواد نانوساختاري منتخب براي کاربرد در پيلهاي خورشيدي، ابزارهاي الکترونيکي چاپي، حسگرهاي زيستي، و نانوپليمرها؛
سنتز و تعيين مشخصات نقاط کوانتومي با کاربرد در حسگرهاي طبي، چراغهاي حالت جامد و ابزارهاي اپتيکي؛
سنتز نانوکامپوزيتهاي پليمري براي کاربردهاي مختلف؛
سنتز مواد نانوساختاري براي کاربردهاي مربوط به انرژي؛
مدلسازي مواد و شبيهسازي آنها با هدف درک و پيشبيني خواص بنيادي نانومواد.

منبع:www.nano.ir
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 21:18  توسط المیرا
|
دانشمندان انگليسي و آلماني روشي مناسب و جديد براي ساخت نوعي چسب نانوساختار به دست آوردند كه ميتواند در سيستمهاي تحويل دارو، نانومحرك ها و حتي شامپوها به کار رود. مصاحبه Nanotechweb.org با دکتر Mark Geoghegan ، سرپرست مركز پليمر دانشگاه ، Sheffield را در اين مورد ميخوانيد:
چگونه اين نانوچسب را فرمولبندي كرديد و چه چيز آ نرا قابل کنترل ميسازد؟
اين ترکيب شامل دو جزء اصلي است: يك ژل پليمري و يك لايه فرچهمانند با ضخامت20 نانومتر. ژل پليمري بهراحتي و با وارد کردن يك مونومر به داخل محلول حاوي اتصالدهنده عرضي و يك كاتاليست، ساخته ميشود. لايه فرچهمانند هم كه كمي پيچيدهتر است با پليمر شدن راديكالي انتقال اتم سنتز ميشود؛ به عبارت ديگر، ابتدا از نظر شيميايي سطح را آماده ميکنيم و پس از آن يك مونومر، يك كاتاليست و يك ليگاند به محلول اضافه کرده، به هم ميزنيم. بدين ترتيب امكان رشد يك لايه پليمري فرچهمانند ـ كه يك انتهاي آن به يك زيرلايه سيليكوني متصلشده ـ فراهم ميآيد كه البته روش ساخت وابسته به سيليكون نيست.
از آنجايي كه ما با پليمرهاي باردار يا پليالكتروليتها سروكار داريم، ميتوان بهراحتي چسبندگي را با تغيير pH قطع يا برقرار کرد. اين ترکيب در آب شامل يك لايه فرچهمانند با داراي بار مثبت، و يك ژل با بار منفي است كه منجر به حالت چسبندگي ميشوند. در2 pH= اين ژل بار الکتريکي خود را از دست داده، جاذبه كولني هم از بين ميرود و حالت چسبندگي قطع ميشود. پيوندهاي هيدروژني بهطور معيني در چسبندگي شركت ميكنند؛ اما تشخيص نقش پيوندهاي هيدروژني و جاذبه كولني از يكديگر مشکل است. اين اثر تحت عنوان اثر Velcro مطرح ميشود. با وارد كردن نيرو بين ژل و سطح فرچهاي چسبندگي بهبود مييابد. در فشارهاي پايين فقط شاهد چسبندگي سطحي هستيم؛ ولي هنگامي كه دو سطح را با فشار زياد به هم متصل ميکنيد زائدههاي فرچه به بافت ژل رسيده، مطابق اثر Velcro رفتار ميكنند.
با توجه به قدرت، برگشتپذيري و مقياسپذيري اين سيستم چه کاربردهاي نويدبخشي را براي اين چسب تصور ميکنيد؟
ما در مقاله خود به سيستمهاي سيالي اشاره کرديم كه كانالهاي موجود در آنها ميتوانند متناسب با ميزان pH با چسبيدن و جدا شدن از يكديگر باز و بسته شوند، همچنين فرچههاي پليالكتروليت چندين سال است که بهعنوان نانومحركها مورد توجه قرار گرفتهاند. دارورساني يك کاربرد ديگر است. نمونه ساده دارورساني، داروهاي مورد استفاده در روده بزرگ است كه لازم است در pH اسيدي معده سالم باقي مانده، محتويات خود را در محيطي با pH متفاوت آزاد کنند. بهداشت شخصي يكي ديگر از كاربردهايي است كه به ذهن ميرسد. با گسترش اين فناوري در شامپو و حالتدهندهها نتايج شگفتانگيزي حاصل ميشود. مولكولهاي باردار نقش مهمي را در اينجا ايفا ميكنند.
محصول شما در مقايسه با چسبهاي نانوساختار ديگر نظير geckel چگونه است؟
چسب geckel يك مثال نادر از آن چيزي است كه ميتوان با فناوري رايج به آن رسيد. چسبهاي الهامگرفته از پاي مارمولك نيز وجود دارند؛اما geckel بهدليل قابليت عمل در آب، بهتر است. اين چسب ميتواند بارها مورد استفاده قرار گيرد؛ البته هر بار به ابزاري براي از بين بردن آن از سطح نمونه نياز است. بسياري از كاربردهاي فرمولبندي geckel، براي اين چسب نيز به كار گرفته شده؛ اما مزيت واقعي اين محصول اين است كه انجام آن بسيار آسان است و ميتواند در محل خود كنترل شود، همچنين افزايش مقياس آن آسان است. ما تاكنون با چسب قابل کنترل خود نواحي در اندازه سانتيمتر را نيز پوشاندهايم.
گام بعدي براي شما و گروه شما چيست؟
بايد اين فناوري را بهتر درك کرده؛ آن را بهبود بخشيد. اختلاف pH زياد نيست. محدوده pH 1تا 2 براي اينكه چسبندگي كامل شود نسبتاً كم است؛ اما اين چيزي است كه ميتوان آن را بهبود داد. گام بعدي ما تحقيق و بررسي علمي بر روي تفاوت سازوکارهاي پيوندهاست
منبع:www.nano.ir
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 12:42  توسط المیرا
|
|
پيدايش روشهاي توليد انبوه، خصوصا ً استفاده از سيستمهاي روباتيک، تحول زيادي در صنعت و جامعه به وجود آوردهاست. هماکنون دانشمندان به دنبال آن هستنند تا شايد بتوانند با استفاده از روشهاي مشابه روباتيک در فناوري نانو به توليد نانوابزارها بپردازند .
هماکنون گروهي از محققان دانمارکي و آلماني روشي ابتدايي مشابه خط مونتاژ را براي فناورينانو کشف کردهاند. آنها با استفاده از يک گيره سيليکوني بهعنوان بازوي روبوتيک( ده هزار بارکوچکتر از دست انسان) توانستند تا حدودي به روش مونتاژ در مقياس نانو دست يابند.
اين نانوگيرهها با يک بازوي نانوروباتيک کنترل ميشود که ميتواند نانوالياف کربني( CN) را برداشته، آنها را روي نوک لرزانک ميکروسکوپ نيروي اتمي قرار دهد.
به اين ترتيب آنها توانستند نانوالياف کربني را روي نوک هرميشکل دسته يک ميکروسکوپ نيروي اتمي قرار داده، شيارهاي عميق را هم مورد بررسي قرار دهند. اگرچه ميکروسکوپهاي نيروي اتمي قبلا ً هم وجود داشتهاند؛ اما اين نخستين باري است که دانشمندان توانستهاند از يک نانوابزار خاص براي اين کار استفاده نمايند و کارايي آن را مورد آزمايش قرار دهند. دانشمندان اميدوارند بتوانند تا قبل از سال 2009 اولين مراحل اين طرح خط مونتاژ را عملي نمايند.
در اين روش بخشهايي از انبر با يک جريان الکتريکي گرم ميشود و انبساط گرمايي حاصل از آن موجب محکمتر شدن گيره( که فاصله دهانه آن بين سه ميکرون تا صفر قابل تنظيم است) ميشود. اين انبر بخشي از سيستم نانوروبوتيکِ داراي ميکروسکوپ الکتروني سهبعدي يکپارچه شده است .
با ساخت اين ابزارها دستگاههايي پديد ميآيند که به کمک آنها ميتوان سيمها و لولههايي تا ابعاد ده تا 20 نانومتر را هم دستکاري نمود.
دانشمندان به اين منظور آرايههاي منظمي را از الياف کربني تهيه نمودند که سيستم روباتيک بهراحتي توانست مکان آنها را تشخيص داده، آنها را جدا نمايد و روي پروب AFM يا ديگر ابزارهاي داخل EM ( بدون نياز به نظارت) قرار دهد.
اگرچه روش دستکاري اتوماتيک با استفاده از ابزارهايي مانند ميکروانبرکها، نسبت به روشهاي رشد مستقيم وکاتاليزوري نانوالياف روي دستگاه هدف بسيار کند به نظر مي رسد؛ اما با اين حال از انعطافپذيري زيادي برخوردار است .
منبع:www.nano.ir |
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 18:52  توسط المیرا
|